“گرت پورتر Gareth Porter” محقق و ژورنالیست بنام آمریکایی، کتابی با عنوان “بحران ساختگی Manufactured Crisis ” در ۱۰ فصل و یک مقدمه در خصوص بحران سازی هسته ای علیه ایران در نوامبر سال ۲۰۱۳ به رشته تحریر در آورد. این کتاب بطور مفصل پرده از توطئه ای بزرگ بر می دارد که بانی آن اسرائیل و مجری آن گروه تروریستی مجاهدین خلق و ادامه دهنده آن آمریکا بودند.

در پاراگراف انتهایی فصل اول این کتاب با عنوان “سیاست بازدارنده ایالات متحده و عواقب آن” آمده است:

“علیرغم کوشش های همه جانبه دیپلماتیک ایالات متحده جهت ممانعت از این امر، ایران عاقبت راهی برای ایجاد تأسیسات و تجهیزات لازم برای غنی سازی اورانیوم توسط خودش یافت. ایجاد چنین تأسیساتی در نطنز به صورت پنهان از سال ۲۰۰۱ آغاز شد، و به خوبی ادامه یافت ولی پایان نیافت چرا که وجود آن توسط گروه مسلح اپوزیسیون فرقه تروریستی مجاهدین خلق در اواسط سال ۲۰۰۲ افشا گردید. این افشاگری اولین حرکتی بود که در یک استراتژی عمدی – که منشأ آن اسرائیل بود اما توسط ایالات متحده هدایت میشد – برای خلق یک بحران سیاسی نظامی بر سر برنامه هسته ای ایران صورت گرفت که البته هنوز پایان نیافته است.”

این واقعیت که به فرقه رجوی هم نقش کوچکی برای شروع بحران سازی هسته ای علیه ایران از جانب اسرائیل داده شد قبل از چاپ این کتاب نیز در چندین منبع معتبر بین المللی از جمله کتاب “هدف قرار دادن ایران Target Iran” نوشته “اسکات ریتر Scott Ritter” بازرس تسلیحاتی ملل متحد در عراق برملا گردیده است. یعنی مجاهدین خلق از جانب دشمنان ایران و ایرانی برای اقدام علیه عالی ترین مصالح ملی ایران مورد استفاده قرار گرفته شدند.

ژورنالیست محقق سیمور هرش Seymour Hersh

اما فصل دوم این کتاب با عنوان “سیاست های مخفی کاری هسته ای ایران” به این صورت آغاز می گردد:

مخفی نگاه داشتن نطنز

در ۱۴ اوت ۲۰۰۲، علیرضا جعفرزاده، نماینده شورای ملی مقاومت در ایالات متحده، در برابر خیل رسانه های واشنگتن ظاهر گشت. شورای ملی مقاومت یک ارگان پوششی برای سازمان مجاهدین خلق، سازمانی با تاریخچه ای غیر موجه، است که اعمال تروریستی و بمب گذاری در ایران علیه مقامات آمریکائی و ایرانی در ایران و همچنین علیه مخالفان محلی صدام حسین از جانب رژیم وی در عراق انجام داده است. وزارت خارجه آمریکا در زمان دولت بیل کلینتون Bill Clinton سازمان مجاهدین خلق را در لیست سازمان های تروریستی قرار داد.

ولی خیل رسانه های واشنگتن اهمیتی به این واقعیت که این سازمان تروریست شناخته میشود ، ندادند. داستانی که جعفرزاده ارائه داد بسیار جالب بود: او دو مرکز هسته ای ایران که قبلا ناشناخته بودند را مشخص نمود که به زعم او در حال پیشبرد یک برنامه تسلیحات هسته ای مخفی هستند. او محل دقیق دو تأسیسات ذکر شده را در نطنز و در اراک به گزارشگران نشان داد، که به ترتیب به عنوان محل تولید سوخت هسته ای و محل تولید آب سنگین معرفی شدند. جعفرزاده حتی ابعاد دقیق دو سالن تولیدی تأسیسات نطنز در ۲۵ فوتی زیر زمین با سقفی از کانکریت به قطر ۸ فوت را هم ارائه نمود.

ولی کنفرانس مطبوعاتی سازمان مجاهدین خلق یک جزء کوچک از یک تئاتر سیاسی با یک کارگردانی دقیق بود. ادعای سازمان مجاهدین خلق مبنی بر این که منبع اطلاعاتش در درون رژیم ایران است – که اطلاعات سری را در خصوص برنامه پنهان تسلیحات هسته ای به بیرون داده اند – صرفا یک پروپاگاندا بود. این گروه تروریستی اطلاعات داده شده در خصوص نطنز و اراک را از آژانس اطلاعات خارجی اسرائیل موساد Mossad گرفته بود که آنها نیز این اطلاعات را از طریق عکسبرداری های ماهواره ای خودشان و همچنین از دولت بوش بدست آورده بودند.


ژورنالیست محقق سیمور هرش Seymour Hersh بعدها گزارش داد که یک “مقام ارشد آژانس بین المللی انرژی هسته ای” به او گفته بود که سرویس اطلاعاتی اسرائیل اطلاعات بدست آمده از ماهواره ها را به سازمان مجاهدین خلق داده بوده است . این گزارش عملا توسط دو نویسنده اسرائیلی مورد تأیید قرار گرفت که نوشتند “راهی برای پاک کردن رد اطلاعات بدست آمده از منابع اطلاعاتی غربی برای رساندن به آژانس بین المللی انرژی اتمی – بطوری که منبع و ارگان مربوطه برملا نشود – یافت شد. اطلاعات از طریق گروه های اپوزیسیون ایرانی، خصوصا شورای ملی مقاومت، فیلتر شده و به آژانس رسانده میشود”.


یک شخصیت دیگر اپوزیسیون، مشاور رضا پهلوی ولیعهد شاه، نیز محتوای گزارش هرش را تأیید کرد و به کونی بروک Connie Bruck از مجله نیویورکر گفت که:

“این اطلاعات از طریق مجاهدین خلق بدست نیامد، بلکه از طریق یک دولت دوست داده شد، و به بیش از یک گروه اپوزیسیون، و نه فقط به مجاهدین خلق، داده شد”. وقتی از وی سؤال شد که آیا آن دولت دوست اسرائیل بوده است، این شخصیت اپوزیسیون لبخند زد و گفت: “دولت دوست نمی خواست که خودش علنا منبع اطلاعات باشد. اگر دولت دوست این اطلاعات را خود علنا ارائه میداد، قطعا به صورت دیگری تعبیر میگردید. لذا بهتر بود که از طریق یک گروه اپوزیسیون ایرانی ارائه میشد”.

افشاگری سازمان مجاهدین خلق به هرحال ظاهرا سوء ظن به فریبکاری ایرانی ها، که دولت های متعدد ایالات متحده بیش از یک دهه فریاد میزدند، را مورد تأیید قرار داد. و این امر موجب فواران یک مجموعه از داستان های رسانه ای شد که گویا ایران برنامه هسته ای خود را در خفا پیش برده زیرا که به دنبال دستیابی به تسلیحاتی هسته ای بوده است. یک دینامیزم سیاسی مشابه در رابطه با آزمایشات و تست های هسته ای که ایران طی سالها بدون اطلاع آژانس انجام داده بود اتفاق افتاد. ولی داستان واقعی این مخفی کاری پیرامون برنامه هسته ای ایران کاملا متفاوت با آنچه که مقامات ایالات متحده و گزارشگران رسانه های خبری تجاری مطرح می کردند ، بود.”

و در ادامه این فصل از کتاب آمده است:

“ولی اسرائیل کارت برنده در افشاگری نطنز بود. اسرائیلی ها تصاویر ماهواره ای خودشان را داشتند، و آنها راهی برای متهم کردن علنی بدون اینکه خودشان مسئولیت بپذیرند را یافته بودند. آنها به سادگی اطلاعات را به سازمان مجاهدین خلق دادند تا آنان افشاگری معروف اوت ۲۰۰۲ را انجام دهند.”

و سپس در همین فصل مطلب به این صورت ادامه می یابد:

“ولی مقامات آژانس مجهز به بخش دوم اطلاعات بودند: آنها از طرف آژانس های اطلاعاتی اسرائیل مطلع گردیده بودند که ایران به ساخت سانتریفیوژهائی در یک کارگاه در تهران به اسم شرکت الکتریکی کاله اقدام ورزیده اند. عموما آژانس ترجیح میدهد که به هر میزان که ممکن باشد در ارتباطش با ایران به منابع اطلاعاتی آزاد استناد نماید، و شورای ملی مقاومت (مجاهدین خلق) که از جانب اسرائیلی ها جهت اعلام کشف دو محل تأسیسات هسته ای سری در گذشته در اوت ۲۰۰۲ مورد استفاده قرار گرفته بود، نقش این شرکت را در یک کنفرانس خبری روز قبل از رسیدن هیئت آژانس به تهران در خصوص تست سانتریفیوژ ها افشا نمود. وقتی نمایندگان آژانس از آقازاده در خصوص کارگاه سانتریفیوژ شرکت الکتریکی کاله سؤال کردند، او اعتراف نمود که این کارگاه، که در واقع شرکت الکتریکی کلایه نامیده میشود، در حقیقت برای ساخت سانتریفیوژ ها مورد استفاده قرار گرفته است.”


از آن زمان، یعنی روزی که مجاهدین خلق برای شروع بحران هسته ای علیه ایران توسط دشمنان مورد استفاده قرار گرفتند، نزدیک به ۱۶ سال می گذرد. انواع خیانت های فرقه رجوی و همکاریش با دشمن متجاوز به خاک میهن نیز البته بر همه آشکار است. امروزه فرقه تروریستی رجوی که تمامی مرزهای خیانت و جنایت را در نوردیده همان روال را ادامه میدهد. یعنی به ابزاری در دست دشمنان ایران و ایرانی بدل گشته است. از ترور دانشمندان هسته ای گرفته تا یاری رساندن به داعش و الی آخر.

و اما اخیرا سندی در ۴۱ صفحه در خصوص لیست درآمدهای جان بولتون از جانب منابع دولتی آمریکا بیرون داده شد که ارقام نجومی را نشان می دهد. ردیف ۳۱ جدول داده شده در این سند مربوط به یک فقره کسب درآمد از مجاهدین خلق است که ۴۰ هزار دلار به بولتون برای انجام یک سخنرانی در پاریس در ۷ ژانویه ۲۰۱۷ پرداخت کرده اند. با یک حساب ساده که بولتون بیش از ۱۰ بار برای جلسات مریم رجوی سخنرانی کرده است مشخص می شود که مجاهدین خلق قریب به نیم میلیون دلار رسما به او پول پرداخت کرده اند. این پول را فرقه رجوی از کجا آورده و چه کسی به چه منظوری به آنان داده است؟


نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 31 خرداد 1397    | توسط:    |    |
نظرات()