پس از آنکه سست بودن پایه‌های سناریوی متهم کردن ایران به اقدام مسلحانه علیه گروه تروریستی منافقین با لو رفتن سوابق عاملان این سناریو عیان گشت، این نگرانی بیش از پیش تشدید شد که شاهد طراحی سناریوهای خطرناکی برای متهم کردن ایران به اقدامات تروریستی باشیم و بدین ترتیب، مسیر تحت فشار گذاشتن ایران ـ که با مقاومت جامعه بین الملل مواجه شده ـ برای آمریکا و وابستگان منطقه‌ایش هموار شود.به گزارش «تابناک»؛ همزمان با سفر مهم حسن روحانی، رئیس جمهور ایران به سوئیس و اتریش، خبر بازداشت یک زوج بلژیکی ایرانی‌تبار به ظن «طراحی حمله» به همایش شورای ملی مقاومت گروه منافقین در حومه پاریس منتشر شد و در فاصله اندک، دادستانی فدرال بلژیک در بیانیه‌ای اعلام کرد، یک دیپلمات ایرانی که در سفارت ایران در اتریش کار می‌کند، نیز در آلمان به اتهام ارتباط با آنها دستگیر شده است.محمدجواد ظریف بلافاصله واکنش نشان داد و به کنایه گفت:این حرکت در راستای تحت الشعاع قرار دادنِ سفر رئیس جمهور ایران به اروپاست؛ سفری که در دوران اوج تلاش منسجم وزارت امورخارجه، وزارت خزانه داری و دستگاه‌های اطلاعاتی آمریکا برای منزوی کردن ایران در صحنه بین الملل، یک «نه» بزرگ به آمریکا محسوب می‌شود و باید به آخرین سفر روحانی در دوران ریاست جمهوری‌اش به اروپا و دیدار با همتایانش در قاره سبز تبدیل می‌شد و در همین راستا یک سناریوی تروریستی طراحی شد. . . . . .


اگر چند عامل ایران یک یازده سپتامبر دیگر رقم زدند تعجب نکنید!

آنچه باعث شد اصالت این سناریو به چالش کشیده شود، هویت دو بلژیکیِ ایرانی تبار است. «امیر سعدونی» 38 ساله و «نسین نومنی» 33 ساله، جزو عناصر شناخته شده ی منافق هستند که سال‌های متمادی در تمامی برنامه‌های این گروه حضور داشته‌اند و رابطه نزدیکی با مهدی ابریشم‌چی، نفر دوم گروه تروریستی منافقین داشتند. این نوع روابط از نظرها پنهان نیست و حجم بالایی از تصاویر این مراودات وجود داشته است.


بنابراین اگر بپذیریم این عده به عنوان مأمور ایران قصد حمله به منافقین را داشته‌اند، چرا نباید بپذیریم که ابریشم‌چی و حتی مریم رجوی، کارمند جمهوری اسلامی ایران هستند و چرا دولت آمریکا به سادگی فریب کارمندان ایران را می‌خورد؟! با توجه به مستندات موجود، این دو شخص که پس از دستگیری به مأمور شدن برای حمله به منافقین توسط دیپلمات ایرانی اعتراف کرده‌اند، نمی‌توانند واقعاً مأمور ایران باشند و چنین ارتباطی فاقد منطق امنیتی است و حتی اگر کشوری قصد داشته باشد، چنین کاری کند، سراغ چنین اشخاصی نمی‌رود.

اگر دستگاه امنیتی کشوری قصد چنین حمله‌ای را داشته باشد، می‌تواند به چند نفر از چند هزار توریست و پناهجویی که با آگهی گردشگری و با کمک هزینه سازمان منافقین به پاریس رفته بودند، چند هزار دلار می‌داد و چند تن از این پناهجویان، اقدام مسلحانه انجام می دادند، نه دو عنصر سطح بالای منافقین.

رصد فعالیت‌های امنیتی دستگاه‌های اطلاعاتی ایران توسط دستگاه‌های اطلاعاتی غربی و همچنین بخش عیان این فعالیت‌ها که برای عموم نیز قابل رصد است، نشان می‌دهد در سال‌های طولانی هیچ اثری از حذف فیزیکی گروه‌های تروریستی در اروپا توسط عناصر ایرانی یا وابسته به ایران نبوده و چنین سیاست امنیتی در ایران وجود ندارد و قطعاً اگر کوچک‌ترین اثری بود، جنجال‌هایی به مراتب بزرگ‌تر از آنچه اکنون شاهدش هستیم، توسط غربی‌ها رقم زده می‌شد.

یک تله امنیتی برای دیپلمات ایرانی؟

هنوز جزئیات اتهام‌زنی به ایران و دیپلمات ایرانی به عنوان آمر چنین اقدامی مشخص نیست اما در بدترین سناریوی قابل تصور، این دو شخص در مکانی با دیپلمات کشورمان ملاقات داشته‌اند و بسته‌ای نیز رد و بدل شده و از این تبادل توسط سازمان منافقین یا از طریق دوربین‌های مداربسته تصاویری ثبت شده است. این محتمل‌ترین سناریو برای متقاعد کردن دستگاه‌های اطلاعاتی کشورهای اروپایی برای طراحی یک حمله توسط دیپلمات ایرانی می‌تواند بوده باشد و طبیعتاً همین تصاویر به همراه اعتراف این دو ایرانیِ دارای رده بالا در منافقین، برای محکوم کردن دیپلمات ایرانی کفایت می‌کند.

بر فرض که چنین تله امنیتی خطرناکی برای دیپلمات ایرانی گذاشته شده باشد، دور از تصور نیست که این دو عضو گروه تروریستی منافقین با این دیپلمات تماس گرفته و از آمادگی‌شان برای همکاری با ایران یا جدا شدن از منافقین گفته‌اند و دیپلمات ایرانی در همین راستا با این اشخاص مواجهه داشته و بدین ترتیب گام اول برای طراحی این سناریو برداشته شده است.

در گام بعدی، این اشخاص یک بسته انفجاری آماده و به نحوی عمل کرده‌اند که دستگاه‌های اطلاعاتی غربی متوجه تحرکات آنها شده و دستگیرشان کنند و سپس آنها به برنامه ریزی برای حمله تروریستی با آمریت دیپلمات ایرانی اعتراف کنند. البته ممکن است رویه دیگری در پیش گرفته و به گونه‌ای پای دیپلمات ایرانی به این ماجرا کشانده شده باشد و سپس این دو عضو منافقین خود را در معرض دستگیری قرار داده‌اند و به چنین طرحی با هدایت دیپلمات ایرانی اعتراف کرده‌اند.

این اقدام طبیعتاً منجر به زندانی شدن این دو شخص برای دوره طولانی می‌شود اما در عین حال به تبعاتی که می‌تواند به لحاظ تبلیغاتی علیه دیپلماسی فعال ایران در این مقطع داشته باشد، می‌ارزد. با توجه به فضای فرقه‌ای منافقین و اقدام‌های به مراتب انتحاری‌تر منافقین برای حفظ مریم رجوی، چنین عملیاتی کاملاً مشهود است.

نباید فراموش کرد، پس از آنکه مریم رجوی به همراه 150 تن از اعضای سازمان منافقین توسط پلیس ضدتروریستی فرانسه در 17 ژوئن سال 2003 میلادی بازداشت شدند، در یک دستور سازمانی از عوامل این سازمان خواسته شد در منظر عمومی دست به خودسوزی بزنند که در پی این دستور سازمانی، ده‌ها تن از منافقین خود را به آتش کشیدند؛ بنابراین، اقدام اخیر به عنوان دستور سازمانی رجوی کاملاً با سوابق این سازمان قابل تطبیق بوده و قابل قبول ترین سناریوست.


از سناریوی ناشیانه منافقین تا سناریوهای خطرناک آمریکا

پس از یازده سپتامبر، برخی مقامات امنیتی آمریکا به دولتمردانِ وقت آمریکا پیشنهاد کرده بودند که یک درگیری غیرواقعی یا یک حمله تروریستی مصنوعی و خودساخته علیه مواضع آمریکا رقم زده و بدین ترتیب، فضای لازم در سطح افکارعمومی برای تقابل نظامی با آمریکا فراهم شود. اکنون بخشی از همین طیف خطرناک، نه تنها در سی آی ای قدرت را به دست گرفته‌اند و علیه ایران طراحی می‌کنند، بلکه در دستگاه‌های سیاست خارجی و سایر نهادهای تصمیم ساز برای رئیس جمهور آمریکا مستقرند.

آنچه از سناریوی ناشیانه منافقین ـ که حتماً با هماهنگی آمریکا پیاده سازی شده ـ خطرناک‌تر است، تلاش عده‌ای از افسران اطلاعاتی آمریکا برای رقم زدن یک حمله علیه مواضع آمریکایی یا اروپایی است، به گونه‌ای که موضع ایران در سطح جهان تضعیف شده و دولت ترامپ بار دیگر به قدرت ائتلاف سازی علیه ایران دست یابد. این مدل خطرناک می‌تواند به شدت به منافع ایران ضربه بزند و با توجه به سوابق مورد اشاره و موضع ضعیف آمریکا در مواجهه با ایران در این مقطع، بعید نیست چنین طرح‌های خطرناکی در دستور کار آمریکایی‌ها قرار گیرد.

بنابراین در این شرایط که ایران به شدت به دنبال ثبات است و هرگونه ماجراجویی با منافع ایران تطابق ندارد، اگر انفجار یا حمله‌ای رخ داد و در نهایت عنوان شد عوامل آنها توسط دولت ایران اجیر شده‌اند، نباید تعجب کرد. واقعیت این است در دوران کنونی که خطرناک‌ترین عناصر ماجراجوی اطلاعاتی در دولت مستقر ایالات متحده گرد هم آمده‌اند، باید برای بدترین سناریو در راستای تخریب چهره ایران در سطح بین‌الملل آماده بود؛ سناریوهایی که سناریوی جعلی منافقین در مقابل آنها، یک شوخی است.


نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 14 تیر 1397    | توسط:    |    |
نظرات()