اطلاعات به دست آمده حاکی از آن است که در چند ماه گذشته باند تروریست رجوی از طریق گروهک تروریستی خبات و چند نفر از عوامل محلی‌اش، مذاکراتی را در این راستا با حزب دمکرات، کومله و پژاک انجام داده است که در حال حاضر با واکنشهای تردیدآمیزی از سوی کومله و دمکرات و استقبال پژاک همراه بوده است. هدف اصلی از این همکاری همانگونه که ذکر شد در چارچوب استراتژی عربستان و شعله‌ور کردن هر چه بیشتر آتش درگیری‌ها در مناطق کردی ایران است، اما در این مرحله پشتیبانی تبلیغاتی و رسانه ای مجاهدین از اقدامات مسلحانه گروههای تروریست کردی مورد توافق واقع شده است.

صیرورت ناگزیر آلترناتیو به سمت تروریسم

ایران دیدبان

دعوا بر سر ادعای آلترناتیوی میان مخالفان جمهوری اسلامی آن هم در خارج از ایران بالاست.

این دعوایی است که سه دهه قدمت دارد و به طور جدی پس از پایان یافتن جنگ صدام علیه ایران آغاز شده است. اما غرب که پناهگاه و مخاطب اپوزیسیون برای حمایت و به اعتبار شناخته شدن است، وقعی به دعوای درونی آن نمی گذارد و در عوض خواهان اتحاد گروهها و اشخاص بوده است تا شاید از این طریق آلترناتیو مقبولیت یابد. . . . . .


نتیجه تصویری برای فرقه رجوی


پیشنهاد تشکیل جبهه واحد از مخالفان جمهوری اسلامی تحت عنوان آلترناتیو، هم پیشنهاد اروپایی است و هم راه کار آمریکایی؛ از شوهای دهۀ هفتاد مجاهدین با حربۀ حضور خوانندگان لس آنجلسی تا بگویند ما سر اتحاد داشتیم و دیگران نخواستند تا دعوت از سیاستمداران شومن آمریکایی در تجمع ویلپنت که مجاهدین را تنها آلترناتیو قابل قبول معرفی نمایند، واکنشی به این موضوع است.

در مقابل تشکیل آلترناتیو متحد، قبل از آن که عقلانیتی برای انسجام بخشی به مدعیان مبارزه با جمهوری اسلامی باشد، حاصل کلافگی غرب از نداشتن یک گزینه مشروع برای جایگزینی جمهوری اسلامی است، رد پا و نشان سردرگمی و ناتوانی آمریکا در ایجاد اتحاد  بین مخالفان جمهوری اسلامی در سخنان روز گذشته پمپئو وزیرخارجه ایالات متحده مشخص بود هنگامی که اظهار داشت: «هرچند ایرانیان دارای زمینه های مختلف دینی و اجتماعی هستند، اما همه شما موافق هستید که رژیم ایران کابوسی برای ایرانیان بوده، و مهم است که اختلافات شما در مورد سایر مسائل اتحاد شما را در این مورد تضعیف نکند.»

آمریکا، حتی آمریکای ترامپ به خوبی واقف است که ایران، عراق صدام حسین نیست که بشود آن را اشغال کرد و برایش حاکم نظامی گمارد، از این رو مهمترین اقدام در دولت ترامپ به موازات تلاش برای اجماع جهانی علیه ایران، کوشش برای همراه نمودن افکار عمومی ایرانیان در داخل و خارج از کشور است.

برای اپوزیسیون نیز دستور کار مشخص است، باید سر یک میز بنشینند اما نه برای نشستن پشت میز و چانه زنی در یک مذاکره مانند مدل سوری، بلکه برای قربانی شدن و عبور از دوران گذار همانند مدل افغانستانی.  

مجاهدین خلق معنای این درخواست را می فهمند و نمی‌خواهند امتیازهای غرب را با کسی تقسیم کنند و در سر بزنگاه برای تحمیل خود به آمریکا با سلطنت طلبان دعوا راه انداخته‌اند و اساس آلترناتیوی به جز خود را مورد هجوم قرار داده اند، نگاه کنید به موضع گیری مریم رجوی در همین تجمع اخیر مجاهدین در پاریس :

«صنعت آلترناتیوسازی مجازی و مونتاژ در بازار سیاست البته با کپی‌چسبان، این روزها رونق یافته است اگربدون تشکیلات و سازمان رهبری‌کننده، بدون عبور از کوره‌های گدازان سنجش و آزمایش و بدون پرداخت قیمت و فدا و مجاهدت می‌توان به‌ کار این رژیم پایان داد، ما می‌گوییم: بفرمایید، درنگ نکنید.اگر بدون سابقه و پشتوانه جنگیدن با دو رژیم، بدون مرزبندی با دیکتاتوری و وابستگی، بدون مقاومت سراسری و کهکشان شهیدانش و بدون درافتادن با اصل ولایت فقیه و اصلاح‌طلبان قلابی، می‌توان حاکمیت مردم را جایگزین کرد، بفرمایید، درنگ نکنید.

در این ۴۰سال، مدعیانی که اهل قیمت‌‌دادن نبودند، همه، شانس خود را آزمودند. ولی واقعیتها و تجربه‌ها، نشان داده که این رژیم تاریک و سیاه، نه استحاله و اصلاح می‌شود، نه «سبز» و «مخملی».سرنگونی این رژیم، لاجرم قیمت می‌خواهد. صداقت و فدا می‌خواهد. سازمان و تشکیلات و جایگزین مستحکم سیاسی می‌خواهد. کانون شورشی می‌خواهد و ارتش آزادی.»

اما هم آمریکا و هم مجاهدین می دانند که استراتژی « فشار برای ایجاد آشوب از درون» که دولت ترامپ پیش گرفته است، نیازمند همراهی و اقناع افکار عمومی داخل و خارج از کشور است که اساساً مقوله‌ای متفاوت با براندازی از نوع سرنگونی طلبان است و در چشم انداز فروپاشی را مطمح نظر دارد. ساحتی که در آن نه به مجاهدین و سلطنت طلبان و نه به سیاستهای ترامپ وقعی گذاشته نمی‌شود.

اتفاقی که اگر منطق آمریکا در مقابل ایران درست و انسانی بود در طول 40 سال گذشته جواب می‌داد و نیازی به سخنرانی آقای پمپئو در جمع ایرانیان مقیم آمریکا و برنامه‌های فریبکارانه ای که رویترز بخش کوچکی از آن را افشا کرد نمی‌بود.   

در میان بلبشویی که ترامپ، نتانیاهو و بن سلمان علیه ایران به راه انداخته‌اند، مجاهدین خلق با اتکا به ماهیت تروریستی خود و هم زمان با آویختن به کاخ سفید و تحت محافظت رژیم صهیونیستی، به جانب استراتژی عربستانی «کشیدن آتش جنگ به داخل ایران» میل کرده است؛ در این مسیر با گروههای تروریست کردی که با پشتیبانی عربستان تحرکات نظامی جدیدی را در مرزهای غربی کشورمان آغاز کرده‌اند، به قصد ائتلاف و همکاریهای بیشتر وارد مذاکره شده است.

اطلاعات به دست آمده حاکی از آن است که در چند ماه گذشته باند تروریست رجوی از طریق خبات و چند نفر از عوامل محلی‌اش، مذاکراتی را در این راستا با حزب دمکرات، کومله و پژاک انجام داده است که در حال حاضر با واکنشهای تردیدآمیزی از سوی کومله و دمکرات و استقبال پژاک همراه بوده است. هدف اصلی از این همکاری همانگونه که ذکر شد در چارچوب استراتژی عربستان و شعله‌ور کردن هر چه بیشتر آتش درگیری‌ها در مناطق کردی ایران است، اما در این مرحله پشتیبانی تبلیغاتی و رسانه ای مجاهدین از اقدامات مسلحانه گروههای تروریست کردی مورد توافق واقع شده است.

این وضعیت نشان می دهد که گروههایی که آمریکا برای متحد کردن آنها سرمایه گذاری می‌کند نه تنها به هیچ وجه پای یک میز نخواهند نشست، بلکه حتی بر فرض محال که چنین اتفاقی بیفتد، مطلقاً فاقد قدرت تأثیرگذاری بر روی افکارعمومی در جهت تحقق خواسته‌های می‌باشند. در یک کلام تروریست، تروریست باقی خواهد ماند.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 2 مرداد 1397    | توسط:    | طبقه بندی: افشاگری فرقه رجوی،     |
نظرات()