این روزها ادعاهای به ظاهر مردم پسند مریم رجوی در خصوص نکات حقوق بشری ! و محتوای ده ماده ای تنظیم شده از سوی فرقه تروریستی رجوی مورد استقبال نمایندگان جنگ طلب و نئوکان های امریکایی قرارگرفته است . انگار مسببین ترورمستشاران امریکایی در قبل انقلاب ، عاملین ترور هفده هزار شهید  میهنمان و همدستان قبلی صدام حسین در جنایات کردکشی در عراق و بانیان تشکیل و حفظ سازمان و فرقه بسته برای اضمحلال روح و جسم تعدادی از انسانها در قالب تشکیلات رهبری شده توسط مسعود رجوی ، به فراموشی از ذهنها سپرده شده اند .   تحولات ساختاری و سیاسی در فرقه رجوی طی 25 سال گذشته ، محتوای این سازمان سیاسی ، چریکی را به فرقه ای معامله گرا و کاسبی دغلکار در بازار وطن فروشی مبدل نموده است .  بعد از ضربه سنگین و شکست تشکیلات رجوی در عملیات موسوم به فروغ جاویدان (عملیات مرصاد) و کشته شدن 1550 نفر مطابق اظهار در نشریه مجاهد در آن زمان و سختگیری های دولت صدام حسین بعد از پذیرش قطعی آتش بس و قطعنامه 598 و الزام برای ممنعت از ورود نفرات سازمان بخاک ایران برای اقدمات بمب گزاری یا نظامی ، فرقه مجاهدین در شرایطی همانند فریز شدن  سیاسی قرارگرفت . . . . . .


ناچارا مسعود رجوی برای سرگرم ساختن افراد مناسبات  ، روشهای متفاوتی را پیشروی خود ترسیم کرد . پروژهای متفاوت تعمیرات تجهیزات سنگین درجه دهم عراقی تحویل شده را به یگانهای مستقر در اشرف و چند پایگاه دیگر در بصره ، العماره و جلولا و... داد . هدف سوزاندن زمن برای مخ افراد تشکیلاتی بود تا از فرط خستگی حوصله فکرکردن نداشته باشند و به فراسوی سرنوشت خود و تشکیلات اندیشه ای ننمایند .  ساخت و تکمیل بعضی از واحدهای مسونی و ستادی در محوطه قرارگاه اشرف نیز از دیگر پروژه های وقت کشی برای افراد بشمار می آمد . خاطره های شکست در مرصاد و کشته شدن افراد و قطعی شدن رعایت طلاق دسته جمعی و مرزهای سرخ ابداع شده برای رعایت حدودهای جدید در مناسبات ، کم کم لحن محاورات اعضای سازمان و مسئولین را تغییر داده و تضاد و کشمکش هایی نیز بوجود می آمدند .  سال 1373 بالاخره مسعود رجوی در یک اقدام وسیع امنیتی بالغ بر 700 نفر از تشکیلات 2500 نفره خود را طی دو روز بازداشت ودر محل های مشخص مربوط به واحدهای اطلاعات و ضداطلاعات سازمان مورد شکنجه های طولانی و بسیار سخت جهت اعتراف گیری برای مزدور بودن قرارداد . این اولین اقدام سیستماتیک ضدبشری تشکیلات در ورای برخوردهای متفرقه سازمان بشمار می آمد . در این پروژه چند تن از افراد کشته شدند . هدف خاموش ساختن افراد برای تمکین از فرامین تشکیلاتی بود . واحد زندان موسوم به خروجی  رسما درست شد و عده ای از افراد باسابقه ولی متمرد به آن واحد برای گذراندن دوسال زندان در اشرف و سپس هشت سال زندان در ابوغریب  عراق  معرفی و منتقل شدند . بندهای مغزشویی انقلاب به اصطلاح ایدئولوژیک  مستمرا از سوی مسعود و مریم رجوی به مسئولین جهت اجرا در تشکیلات ابلغ می شد . بند شورای رهبری و.... جزویی از این افاضات !! بودند . خودسوزی با پیت های نفت صنفی و آشپزخانه هر قرارگاه و یا باشلیک کلاشینکف مرتبا گزارش می شد . تابوسازی مسعود و مریم شدیدا از سوی فرماندهان تکلیف می شد . آنچه مسلم هست  شرایط و شدت فشارهای اعمال شده بر پیکره مسخ شده اعضای سازمان در کنار حال و هوای فرقه ای  بحدی موجود بوده که سرنگونی صدام حسین نیز کوچکترین بارقه و اثری رو به اصلاح در مناسبات جهنمی رجوی نگذاشت .  زمانیکه از سوی دیدبان حقوق بشر این سازمان طی گزارش 83 صفحه ای بعنوان ناقض حقوق بشر شناخته می شود واز سال 2002 تا کنون بالغ بر 1700 نفر طی فرار و سایر مراحل جدایی این فرقه را ترک می کنند و به اتفاق هریک دریای خاطره شکنجه ها و سختی های بجان چشیده از سوی این فرقه را اظهار و بازنویس می کنند کوچکترین تاثیری از سوی سخنان سراپادروغ مسعود و مریم رجوی با فرم های بزک شده اتفاق نمی افتد .  واقعا چرا سازمان مجاهدین و رهبری آن تاکنون حاضر نشده اند اجازه ملاقات خانواده ها با اعضای فرقه در قرارگاه اشرف و سپس لیبرتی و اکنون پایگاه اشرف 3 را بدهند . چرا آنان اجازه تماس تلفنی با خانواده خود را ندارند . چرا دسترسی به وسایل رسانه ای جهت ارتقا آگاهی های سیاسی و اجتماعی برای اعضا میسر نیست . چرا هرگونه اندیشیدن به خانواده گناه کبیره تلقی و فرد میبایست مورد حسابرسی ! قرارگرفته و مورد مواخذه قرارگیرد . آیا چنین فرقه تروریستی و سیاسی نباید مورد توجه نهادهای مستقل و بین المللی برای بازخواست آنچه بلا برسر اعضای ناتوان خود آورده اند ، قرارگیرند . تا کی چنین سازمانهای تروریستی وجه المعامله و اهرم فشار برای کشور مان میبایست مطرح شوند و اینگونه فضاهای رشد نامیمون آنها تامین شود .

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 26 مهر 1397    | توسط:    | طبقه بندی: افشاگری فرقه رجوی،     |
نظرات()