مریم رجوی بعد از سی سال عضویت آقایان غلامعلی میرزایی و محمد عظیم میش مست در سازمان مجاهدین کشف کرد که آنها جاسوس و مزدور هستند!!

هموطنان و دوستان عزیز درود بر شما

نه ماه پس از جدایی و چند روز پس از اعلام جدایی رسمی من از باند فاسد رجوی این باند جنایتکار در سراشیب اضمحلال و فروپاشی درونی در یک اطلاعیه سراسر کذب و دروغ با جعل واقعیت ها و با رذیلانه ترین تهمت ها و برچسب علیه من به زعم خودش دست به روشنگری زده است تا من وامثال من را وادار به سکوت کنند غافل از اینکه آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت ، قضاوت با خودتان، اما واقعیت چیست؟ من در روزهای نخست جنگ ایران و عراق ، یعنی در اول مهر ۱۳۵۹ به اسارت نیروهای عراقی درآمدم مدت نه سال در اردوگاهای مختلف عراق بودم سپس بعد از اعلام آتش بس و در شروع مبادله اسرا به این باند جنایت پیشه پیوستم. یعنی بر خلاف ادعای احمقانه دار و دسته رجوی؛

اولا آنها آزادی را به من هدیه نکردند.

دوم اینکه مدت بیست و نه سال در اسارت خود این باند وطن فروش بودم. تازه بعد از ۲۹ سال کشف کردند که من مزدور وزارت اطلاعات و…. هستم. شیوه کثیف و ناجوانمردانه ای که تا بحال تلاش کردند تمامی منتقدین و مخالفین و تمامی اعضای جداشده از خود را با این حربه از دور خارج و گوشه نشین و یا لااقل آنها را وادار به سکوت کنند ولی دیگر دوران سیاه حاکمیت بلامنازع رجوی بر تشکیلات فرقه مجاهدین به پایان رسیده، چه رسد به بیرون تشکیلات. . . . .

از نظر رجوی رابطه اعضا با خانواده مرز سرخ و زشت ترین کار دنیاست


من مدتی پیش در درون همین تشکیلات بودم. بیان چنین مزخرفات و برچسب هایی فقط اسباب خنده افراد در درون تشکیلات و سرشکستگی راویان این اکاذیب می شود، چون هر آدم عاقلی از خودش سوال میکند که چطور متهم مزبور بیست و نه سال در درون مناسبات بود و کسی نفهمید که این فرد مزدور و نفر وزارت اطلاعات بوده است ، ولی به محض اینکه پایش به بیرون رسید و علیه گذشته خود و این سازمان فرقه ای سخنی گفت یک شبه شد آنچه که آنها می گویند.

سوم : همگان می دانند که سران این باند جانی و خودفروخته به قول خودشان درتمامی سرفصل ها و در چنین مواقعی یعنی در زمان جدایی افراد از این گروه ورشکسته یک متن کلیشه ای از قبل آماده شده را برای سند سازی جلو افراد می گذارند تا امضاء کنند تا در صورت لزوم برای سند سازی علیه افراد مورد سواستفاده قرار بدهند. بر همین سیاق آنچه را که علیه من بعنوان سند به نمایش گذاشته اند یک جعل سند آشکار است که به پشیزی نمی ارزد مثل داستان امضاهای چندین میلیونی عراقیها! من هرگز نه چنین سندی را نوشته و نه امضاء کرده ام.

چهارم : ببینید سقوط تمامی ارزشهای اخلاقی و انسانی را در این مدعیان دروغین آزادی و دمکراسی. من خطاب به سردسته این باند جانی و فاسد ، یعنی مسعود رجوی و مریم رجوی می گویم اگر روستایی و دهاتی بودن من و خانواده ام جرم هست من به این جرم هم افتخار می کنم. اما در رابطه با خانواده من هم هیچ کشف جدیدی نکرده اند، چرا که از نظر باند رجوی همه خانواده ها مزدورند. مگر کتابی که خود مسعود رجوی علیه خانواده های اعضای مجاهدین خلق نوشته و آنها را ” خانواده الدنگ ” و … خطاب کرده ، فراموش شده است. از نظر رجوی رابطه اعضا با خانواده مرز سرخ و زشت ترین کار دنیاست. البته اگر رجوی می توانست همه خانواده های اعضاء را به دارمی کشید تا از شر کابوس خانواده ها راحت شود. از نظر این فرومایگان خانواده خوب و بد هم نداریم، همه الدنگ و دشمن و مزدور هستند. بنابراین هر آنچه که در توان دارند علیه خانواده ها بکار می گیرند تا افراد جرات تماس باخانواده های خود را پیدا نکنند.

همگان به خوبی می دانند که تا کجا این باند از خانواده ها وحشت دارد. چه کسی مانع آمدن خانواده های حتی جداشدگان به آلبانی برای دیدن فرزندانشان هست؟ آیا کسی جز این باند ورشکسته و حامیان آنها می باشد؟

در پایان برای خاطر جمعی رهبری فرقه مجاهدین و باند جیره خوار اعلام می کنم که تصمیم گیری در باره خودم و آینده خودم و خانواده ام تنها و تنها به خودم مربوط است و این باند فاشیستی هیچ گونه دخل و تصرفی نمی تواند داشته باشد و من نیز هرگز مقهور تهمت ها ، برچسب ها و شانتاژ های این ورشکستگان نخواهم شد.

پیروز باشید

محمد عظیم میش مست

نوشته شده در تاریخ شنبه 5 آبان 1397    | توسط:    | طبقه بندی: افشاگری فرقه رجوی، خاطرات،     |
نظرات()