فردا شنبه میلاد خجسته امام علی  است . پیشاپیش این میلاد  عزیز را به همه تبریک میگم . مناسب دیدم به همین مناسبت گریزی بزنم به نحوه اهمیت دادن به اعیاد ملی یا مذهبی در مناسبات فرقه تروریستی رجوی .

الف/ مناسبت های ملی : تا آنجا که میتوانم بگم علیرغم ادعاهای فریبنده گروه رجوی هیچ مناسبتی به منظور سالگرد مشروطیت یا گرامیداشت ستارخان و باقرخان که همیشه رجوی محله امیرخیز را در صحبت های احساسی خود در جمع سالن اجتماعات اشرف یاد میبرد ، برگزار نمی شد و الان در کمپ لیبرتی هم همچنان ادامه دارد . یا علیرغم یدک کشیدن نام مصدق و اصلا اهمیت برای نام او و راه او !!؟ در دروس تشکیلاتی بنام " تاریخچه " مراسمی در هیچ سطحی برگزار نمیشود . گرامیداشت انقلاب 1357 مردم ایران یا مناسبت های ملی همانند این ها جایگاه و مراتبی نزد مسئولین این فرقه نداشته و ندارند . با جرات می گویم ایا گروهک تروریستی نمی تواند عکس و تصویری حتی مربوط به زمان حکومت صدام حسین ارائه دهد که حداقل یک پرچم شیر و خورشید نشان خودش را در درب قرارگاه اشرف نصب شده داشته است !! ؟؟؟؟  .

ب/ مناسبت های مذهبی : با توجه به اینکه به یمن توجهات سازمان برای برپایی جامعه کذایی بی طبقه توحیدی !!؟ یا همان محمل ...


..و واقعیت های یک جامعه سکت و فرقه ای در اشرف و حال در لیبرتی اعضای نگون بخت تشکیلات نه به سررسید و تاریخ و موارد اینچنینی دسترسی داشتند و دارند  و نه به امکانات رسانه ای لذا  تشکیلات اهمیتی به مناسبت ها ی مذهبی نمی داد . سازمان در یک توجه کم رنگ وغیرعادی فقط به امام حسین یاد می کرد . آنهم در کلام های مسعودرجوی برای شاخ و شونه کشیدن به ایران و عاشورایی نشان دادن انفجارات کور و جنایتکارانه اعضای فریب خورده در شهرهای ایران .  بطوریکه انگار امامی دیگر در اندیشه و تفکر این ایدئولوژی نگنجانده شده است .  و شاید میلاد امام زمان را فقط نه در مناسبت های تشکیلاتی که فقط در نشریه تشکیلات با عنوان بین الملل رهایی............... پرداخت می کرد .  این در حالیستکه در طی سالهایی که در درون تشکیلات سازمان مجاهدین بودیم بارها “مسعود رجو ی در جلسات عمومی و تخصصی می گفت :” تنها نیروی مبارز و برحق ما هستیم. “  این ما و ما گفتن های مسعود رجوی طی 27 سال از حضورش در کنار دیکتاتور عراق  مرتبا تکرار میشد : عباراتی همچون " تنها آلترناتیو... ، تنها نیروی سازمان یافته ، تنها راه حل مردمی و......"  تمامی روشهای کج و فکرهای مسموم و غیر عقلایی در سطحی اندیشیده و هماهنگ شده برای افکار اعضای بدبخت برنامه ریزی و اجرا میشد . شعائر مذهبی مثل نماز اصلا اهمیتی در روابط تشکیلاتی نداشت به جرات می گویم هیچیک از اعضای برادر مسئول یا نفر دوم بعد از فرمانده زن هرقرارگاه رابطه ای با نماز نداشت . بارها و بارها و بارها به دقت به این موضوع اهمیت داده و برای چک موضوع وقت صرف نمودم و برایم مسجل شد که اینان نماز نمی خوانند !! بحث بر سر خواندن نیست . بلکه چسباندن آیه فضل الله ..... روی آرم سازمان هست . یعنی کسی که پنجسال مثل من در تشکیلات حضور داشته براحتی می فهمد تقی شهرام چگونه و براحتی یک شبه 95 درصد اعضای سازمان حتی همسر حنیف نژاد را مارکسیست از آب در می آورد . چرا که بستر الان هم همان هست . یا اگر یاد اعضای جدا شده باشد در ایام رمضان یک نشست یکساعته و شل و ول برای اعضا گذاشته میشد که هیچکس حق ندارد به نفرات روزه خوار نگاه چپ بکند . باز هم مسئله این هست که حتی یک ربع همان فرماندهان زن ویا مرد سواد ایدئولوژیک نداشتند که در اهمیت انجام روزه داری تکلیف یک عضو تشکیلات مدعی شیعه گری را متذکر شوند . یک زمانبندی دوساعته مراسم احیا سالانه و بصورت اجباری و خشک  با حضور دو قرارگاه در اشرف برگزارمیشد که خالی از هر نتیجه روحی و فکری بود . فقط قرائت متن عربی بود و بس . در حالیکه نه برای میلاد امام علی و یا شهادت وی هیچ مناسبتی برگزار نمی شد . بعد از سرنگونی صدام شاید روزانه دهها مناسبت ناهار و یا شام برای افراد روستاهای همجوار و یا جاهای دیگر برگزار میشد تا امضایی !! از آنها با این وسیله برای تایید حضور سازمان در عراق بگیرند و مهمتر از همه ازدیاد روزانه مراکز بستنی سازی و پخت کیک و غذا برای نیروهای هوابرد خاکی امریکایی  مستقر در اشرف بود آنها مرتب هدایا از دست مسئولین اشرف می گرفتند !! و به نگاههای شگفت زده اعضای بخت برگشته سازمان نگاه کرده و می خندیدند

در عوض بجای واژگان توحید و انسانی ، دیدگاههای مختص رهبری جنایتکار سازمان هرسال بشدت ساری و جاری میشد :

1-      هیچ تفکری بجز سازمان  مجاز نیست و غیر قابل اعتماد میباشد .

2-      همه چیز یا سفید هست یا سیاه ، وسط نداریم . یا همه با ما هستند و یا دشمن ما . و حتی با این فیلتر هست که تمام جداشدگان مامور وزارت اطلاعات لقب داده میشوند یا همه گروههای مخالف خارج نشین دشمن تلقی میشوند .

3-      بزرگ نمایی " ولگردی سیاسی یا هرزه گردی سیاسی  " برای ممانعت اعضا از سوالات زیادی از مسئولین ، مخالفت با انتقاد ودر راس آن به جایگاه مسعود و مریم رجوی بطوریکه مرزسرخ محسوب شده و نفر بشدت مواخذه میشد ، مریم رجوی ادعا داشت سوال بی سوال ما فقط دستورا مسعود را عملی می کنیم و مسعود در قبال خدا مسئول و پاسخگوست .

نوشته شده در تاریخ جمعه 11 اردیبهشت 1394    | توسط:    |    |
نظرات()