در این مقاله می خواهم به تجارب شخصی خودم طی مدتی که با سازمان تروریستی رجوی  در آلبانی بودم اشاره کرده و مطالبی را درباره وضعیت تشکیلاتی سازمان بعد از انتقال مجاهدین از عراق به آلبانی به اطلاع خوانندگان گرامی برسانم.

ابتدا باید دید نحوه نگرش مسئولین و رهبری سازمان نسبت به آلبانی چیست تا بتوان درک روشنی از سیاستها و عملکردهای تشکیلاتی شان در این کشور بدست آورد.

آلبانی از دیدگاه سازمان و رهبریش “خط آتش بورژوازی” محسوب می شود این واژه ای بود که در اولین نشستهای خطی توسط آقای مسعود رجوی در توجیه انتقال به آلبانی خودش بکار برد مفهوم “خط آتش بورژوازی” چیزی جز وحشت سازمان و رهبریش از انتقال به یک جامعه آزاد نبود و نیست چرا که موجب شکسته شدن حصارهایی می شد که در اشرف و لیبرتی در اذهان افراد تنیده بودند و به این وسیله می توانستد هژمونی کامل خودشان را اعمال نمایند و اعضای سازمان را برای چند دهه از محیط و جامعه و بطور خاص “خانواده ها” جدا و ایزوله نمایند و آنها را از داشتن حتی یک ارتباط ساده محروم سازند. . . . . . ..

تیرانا


بر این اساس از روزهای اول که وارد آلبانی شدیم تهدید اصلی را “خانواده و بورژوازی” معرفی کردند برای جا انداختن آن هم انواع و اقسام نشستهای جمعی گذاشته می شد.

هدف اصلی این نشستها تداوم همان ایزولاسیون اعضای سازمان از محیط بیرون و تابو کردن زندگی نرمال در بیرون سازمان بود. روزهای اول افراد را نسبت به محیط آلبانی می ترساندند که اینجا نا امن است و باندهای مافیایی جنایتکار خیلی اکتیو می باشند و ….. یا بد گویی کردن و تبلیغات دروغ علیه جداشده ها که مثلا الان در وضعیت رقت انگیزی بسر می برند و خیلی هایشان درخواست داده اند به داخل مناسبات برگردند که همه اش ساخته و پرداخته مسئولین تشکیلات بود.

یادم می آید چند هفته ای که ازعراق به آلبانی آمده بودیم یک روز برای نشستی صدایمان کردند که مهدی ابریشمچی مسئول آن نشست بود خیلی از نفرات که تازه از محیط عراق آمده بودیم انتظار آمدن مهدی ابریشمچی یا همان شریف را نداشتیم ولی موضوع بقدری برای سازمان مهم و حیاتی بود که تمام تمرکز و انرژی تشکیلاتی خودش را برای مقابله با تهدیدات جامعه آزاد آلبانی و ممانعت از تاثیرگذاری آن روی اعضای تشکیلات می گذاشت هر چند موضوع نشست جواب دادن به سوالات و پرسشهای خطی و استراتژیکی نفرات بود ولی باز به تاکید روی خانواده و لزوم فاصله گرفتن از هر نوع ارتباطی ختم گردید.

از همان اول “خانواده و هرگونه برقراری رابطه با خانواده”  آنهم بعد از چندین سال تبدیل به یک کابوس و ترس شده بود در این جهت به صراحت و مستقیم از زبان مژگان پارسایی در آلبانی شنیده بودم که می گفت “الان دشمن شماره یک خانواده و بورژوازی است” یک روز برای نشست لایه ای به پایگاه اصلی شان موسوم به “اشرف” رفتیم که باز موضوع اصلی بحث مقابله با تهدید اصلی یعنی “خانواده” بود!!!

بدلیل تغییر شرایط و ذوب شدن بسیاری از ذهنیتهایی که سازمان در عراق و در طول چند سال زندگی پادگانی در اشرف و لیبرتی عراق ایجاد کرده بود همه افراد بچشم واقعیت ها را می دیدند و به عینه تجربه می کردند که در این سالیان چقدر بدون هیچ دلیل منطقی از داشتن اولیه ترین رابطه عاطفی و خانوادگی منع شده بودند و همه متوجه ستمی که سازمان در این رابطه بر اعضای خود در این سالها کرده بود گشته و دیگر محلی بر اعمال همان چارچوبهای خشک تشکیلاتی مثل گذشته نبود.

خیلی از نفرات مخفیانه یا حتی بعد از بیان و اطلاع دادن با خانواده هایشان تماس گرفته و دیگر آن سخت گیریهای قبل نمی توانست در آلبانی موثر باشد و به ضد خود تبدیل می گردید از اینرو اولین ضابطه ای که ابلاغ شد این بود که اگر خانواده کسی آمد فقط ۲۴ ساعت می تواند برای دیدنشان برود و شب را به پایگاه  برگردند درغیر اینصورت مانع می شدند و به اصطلاح فرد را تعیین تکلیف می کردند.

در این مدت و چند ماهی که من در تشکیلات بودم شاهد بودم که برخی افراد به محض وصل شدن به خانواده شان اعم از مادر و خواهر و برادر و ….. راهی برای گریز یافته و دیگر برنگشته و مناسبات سازمان را ترک نمودند.

بخاطر فرو ریختن بسیاری از تابوهای ذهنی که سازمان ساخته و پرداخته بود موج گسترده ای از ابهام و تردید اعضا نسبت به عملکرد گذشته سازمان وجود دارد که باعث کمرنگ شدن مناسبتات تشکیلاتی گردیده است برای همین در حال حاضر بالاترین الویت کار سازمان “حفظ نیرو یا حفظ ساختار تشکیلاتی اش” می باشد و این هدف یک همه مسئولین و رهبری و شخص مریم رجوی است که مانع از فروپاشی نیرویی و تشکیلاتی در آلبانی شوند.

همه کارها و نشست ها و برنامه ها از این امر مهم تنظیم می شود تا یک نفر کمتر یا دیرتر از سازمان جدا شود در این زمینه باید گفت سازمان وجود افراد جدا شده در آلبانی را سم مهلک برای تشکیلات خود می داند از این رو همه افراد را توجیه کرده است کوچکترین رابطه انسانی حتی در حد سلام و علیک دوستانه هم نداشته باشند آن هم با افرادی که سالیان در سخت ترین شرایط در کنار هم بودند الان نباید حتی یک سلام و علیک داشته باشند…!!!

اما علیرغم همه جوسازیهای سازمان هیچکدام از این اقدامات و شیوه های مقابله جویانه نتوانسته است موج ریزش و خارج شدن از سازمان را بگیرد و این روال کماکان ادامه دارد…

نویسنده: الف.م عضو جدا شده فرقه تروریستی رجوی ساکن تیرانا